آدينه، 28 بهمن ماه 1390 برابر با 2012 Friday 17 February
حکم اعدام دو زندانی سیاسی کُرد در اجرای احکام
دیوان عالی کشور احکام اعدام صادره برای زانیار و لقمان مرادی را بدون ابلاغ کتبی به ایشان به اجرای احکام زندان رجایی شهر کرج ارجاع داده است. بر اساس احکام صادره از سوی دیوان عالی کشور که هنوز به روئیت این دو متهم نیز نرسیده است و «ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» بدان دست یافته است این احکام در کمتر از شش ماه پس از صدور حکم دادگاه بدوی تائید و یک روز بعد نیز به اجرای احکام زندان اوین (دادسرای موسوم به شهید مقدس) ارسال شده است و در تاریخ ۲۷ تیر ماه سالجاری به ریاست زندان رجایی شهر ابلاع شده است.
این در حالی است که حکم صادره دیوان عالی کشور اخیرا و در تاریخ ۱۷ بهمن ماه سال ۹۰ به صورت رسمی از سوی قاضی عمرانی رئیس اداره دفتر دیوان عالی کشور در رسانه ها اعلام شد.
بر اساس سند شماره یک زندانی سیاسی لقمان مرادی فرزند عثمان متولد سال ۶۲ که در تاریخ ۱۳ مرداد ۸۸ بازداشت و در تاریخ یک دی ماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه سال ۹۰ از سوی دیوان عالی کشور به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه، ترور و مشارکت در وارد کردن یک قبضه سلاح از عراق به اعدام در محل ترور (شهر مریوان) محکوم شده است.
حکم صادره در تاریخ ۱۹/۴/۹۰ به امضای قاضی اجرای احکام رسیده و نسخه ای از آن نیز به ریاست زندان رجایی شهر کرج ابلاغ شده است.
بر اساس سند شماره دو زندانی سیاسی لقمان مرادی از تاریخ ۱۹ بهمن ماه سال ۸۹ از حق ملاقات و تماس تلفنی تا اطلاع ثانوی محروم است.
بر اساس سند شماره سه زندانی سیاسی زانیار مرادی فرزند اقبال ۲۱ ساله که در تاریخ ۱۳ مرداد ۸۸ بازداشت و در تاریخ یک دی ماه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شده بود، در تاریخ ۱۸ تیر ماه سال ۹۰ از سوی دیوان عالی کشور به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه، ترور و مشارکت در وارد کردن یک قبضه سلاح از عراق به اعدام در محل ترور (شهر مریوان) محکوم شده است.
حکم صادره در تاریخ ۱۹/۴/۹۰ به امضای قاضی اجرای احکام رسیده و نسخه ای از آن نیز به ریاست زندان رجایی شهر کرج ابلاغ شده است.
بر اساس سند شماره چهار زندانی سیاسی زانیار مرادی از تاریخ ۱۹ بهمن ماه سال ۸۹ از حق ملاقات و تماس تلفنی تا اطلاع ثانوی محروم است.
نامه شعر گونه یک زن معلم کرد به همکار منتظر اعدامش فرزاد کمانگر معلم، رفیق و همبازی بچه های مدرسه
بعد از آنکه چند روز قبل در نهم اسفند فرزاد کمانگر معلم جوان کرد، دوست و رفیق و همبازی بچه ها و فعال حقوق بشری نامه ای خطاب به دانش آموزانش فرستاد و درحالی که او به "جرم" ! عشق به بچه ها و پایبندی به شرافت انسانی اش به عنوان یک معلم در آگاه کردن دانش آموزانش در انتظار اعدام بسر میبرد، از گوشه ای دیگری از این "تلخ سرزمین" به زنجیر کشیده شده، یار دردمند و همکار دیگری از او فریادی از دل برآورده تا دهان به دهان به گوش و قلب " فرزاد" رسانده شود.
به امید آنکه فرزاد زنده بماند، صدای بفنشه از مهاباد را از گوشه ای دیگر از این کره خاکی پژواک میدهیم تا در آسمان گلگون شده سرزمین "خورشید خانوم" روزنه ای به سوی قلب تپنده فرزاد و بچه هایش باز کند!
صدای اعتراض خود را برای آزادی فرزاد کمانگر به هر طریق که میتوانید بلندتر کنید!
***
* بنفشه م. از مهاباد- 12 اسفند 1386 برابر با 2 مارس 2008
آقا معلم در بند ! منهم اگر "شرعا " و "عرفا " گناه نباشد خانم معلمی از صنف توام و با اندیشه هایی از جنس اندیشه های تو اما نه ! شک دارم که به آن پاکی و زلالی باشم . و شک دارم که شاگردانم به خوبی شاگردان معلم در بندی باشند که به قیمت جان درسشان داده است معلمی که در چار دیوارهای بلند زندان رجایی شهر برای "کوروش" آن قربانی فقر میگرید و دلش برای گل خوردن از پسرکان خود تنگ شده و چقدر رویای پسرکانش را هر چند به "نومیدی" دوست می دارد. و اندیشه های پاکش نمی گذارند به رویا ها و لیلا ها پشت کند.
بگذار من هم با ذغال نه ! نه! با ذغال ! نه با روژ لب شکسته در جیب روپوش سیاه مریم از ترس آن ناظم اخمو که خوب می شناسیمش درس" کوکب خانم" را خط قرمزی بکشم تا بگویم" عمه قزی" شدن دیگر رسم نیست
من هم دلم تنگ است من هم خسته از منطق تفریق ها و تبعیض ها درس ریاضیات را زیر آن سنگ می گذارم و در شیمی دنبال ماده ای هستم تا نگذارد دخترکان آفتاب در ایفای نقش "جنس دومی" خویش ٬ جوان نشده پیر شوند.
آیا ممکن است؟!!!!
وای که اینجا میان کودکی و نه سالگی چه فاصله ی حقیریست!!!!! میان بی گناهی و گناهکار شدن در این" تلخ سرزمین" چه فاصله ی حقیریست!!! و میان زندگی نکرده ای به مرگ محکوم شده چه زمان 7 دقیقه ای حقیریست!!!
و آن که از عشق می گوید و به انتظار معجزه ای در یافتن یک جفت کفش نو و سفره ای از نقل و شیرینیست و می خواهد به جای مادر "دایه " بگوید و بنویسد چه جنایتکار بزرگیست که جز به مرگ " محکوم" نمی شود !!!! وای که در این "سیاه زمین " ٬ "امنیت ملی" چه ارتفاع حقیری دارد! که همه چیز به خطر میاندازدش! همه چیز همه چیز کارگر نالان از فقرش زن محروم از "حق بدنش" چه زود حق شلاق می گیرند!
و رقصند ه های راضی به سیمفونی طبیعت دست و پای بریده خود را به جای" نفت بر سر سفره شان " کادو می گیرند!! وای که چه خوب گفتی میان دوست داشتن لیلاها و رویا ها و مصیبت مرد گشتن میان خند ه های کودکی و گریستن از غم نان چه فاصله حقیری ست!!!
وای که درسم چه عقب است ! هنوز به شاگردانم نگفته ام از درس چند تا چند زندگی امتحان است هنوز به آنها نگفته ام مصیبت جنس دوم بودن در سرزمین اهورا مزدا مصیبتی به چند سکه اسیر شدن است!! و تاج بنفشه بر سر نهادن تا کجا در هزار توی گم شدن است !
وای که درسم چه عقب است ! هنوز دخترکانم نمی دانند قامت زیبایشان" شرم آور"است! گیسوان زیبایشان در معرض دید خورشید خانوم هم "حرام " است ! و آرزوی پوشیدن شنل قرمز رنگ و گل زرد بر سر نهادن اقدام علیه " امنیت ملی " است! هنوز به فرشتگان خود نگفته ام کشتگاهی خواهند شد برای هر بذر نا مطلوبی! و به چند سکه و اندی تازیانه خوردن را خواهند آموخت!
درسم از" ترسم" عقب است ! ترسم از آن روزی است که اگر دخترانم درسشان را دوست نداشتند به جای نوشتن " کاش دختر به دنیا نمی آمدیم" بنویسند کاش زاده نمی شدیم.
باز تاب واکنشها پس از اراجیف احمدی نزاد در دانشگاه کلمبیا
پس از بازگشت مترسک خامنه ای از آمریکا علی الرغم هرزه گوئی هایش در دانشگاه کلمبیادر مورد دمکراسی, زنانو انکار وجود دو جنسیها در ایران و با تمام بی شرمئی که در دانشگاه پلیتکنیک از عدم حضور خود و پاسخگوئی به اراجیفش در مقابل دانشجویان و... بهراه انداخت روزی نیست که شاهد سرکوب واعدام و یا بازداشت دانشجویان ویاحزب کارگری و غیره در جرائد و نشریات نباشیم و همچنان شاهد عوام فریبیشاندر داخل و خارج کشور هستیم
با این تفاسیل که همه به خوبی به ظلم و ستمی که این رزیم آخوندی دیکتاتور بر این ملت روا مکنند واقفیم, آیا هنوز وقت آن نرسیده که به حیات این رزیم همه با هم, و یک صداپایان بخشیم و این ملایان طالبانی صفت عرب تبار رااز ایران عزیزمان برای همیشه بیرون کنیم؟
آیا میبایست تا این اندازه خود را مقابل این ملایان ضعیف پنداریم که این چنین گستاخانه, آب و خاکمان را, ناموسمان را, و جوانانمان را, به یغما برند؟
آیانباید با همت و غیرت خویش مانع بفروش رساندن دختران جوانمان به ممالک عربیو روسی شویم ویا همچنان اجازه دهیم که ثروتهای ملیمان را به چپاول برند وبا اعدام و شکنجه, مهر سکوت بر لبان دانشجویان و معلمان و کارگران محروم و زحمت کش نهند
حالاز شما مپرسم وقت آن نرسیده که خرافات را کنار گذاشته و از رادیکالیسمی وفندامنتالیسمی بیرون آمده تا بتوانیم بسوی مبارزین و آزادی خواهان وطنپرست که بهای این آزادی خواهی را گزاف (حتی بقیمت جان خود و خانوادهایشان) میپردازند, دست یاری رسانیم؟ و از شر این ملایان نجات پیدا کنیم, ملایانی که بهیچ یک از ارزشهای ایرانیان که میراث کورش بزرگ بنیان گذاردمکراسی در ایران زمین استبها نمی نهد را , به همگان نشان دهیم و چهره اصلی ملایان.این فاسقان بی عدالتی را به جهانیان نشان دهیم و بگوئیم که اینان ایرانی نیستند نبودند و نخواهند بود
حالبا این کار میتوانیم عقده 29 سال ذلتمان را, از بین رفتن ارزشها و شخصیتمان را, و مضحکه شدنمان در قرن 21 رادر این دنیا بگشائیم و بگوئیم دیگر اجازه نخواهیم داد که این مترسکهای بیسواد باعث شوند با یدک کشیدن نام ایرانی و از همه ننگ آورتر بعنوان رئیسجمهور و نماینده مملکتمان با یاوه گوئیهایش مورد تمسخر جهانیانمان سازد
واینک از شما میپرسم که آیا رئیس جمهور یک کشور نباید قبل از سخنپراکنیهایش در سمیناری با آن وسعت وعضمت که بازتاب وانعکاس جهانی دارد, گزیده ای از چگونگی اوضاع کشورش را از وزیران منتخبی ارازل واوباشش جویا شود؟ حداقل بداند که چه باید بگویند! گرچه بر همگان نیک آشکار است که این ملایان عوام فریبانی بیش نیستند, وگمان میکنند که ملت آزاده ایران همیشه زیر بار ظلم و ستمشان خواهند ماندولی چشمان تیز بین مبارزین و از خود گذشتگان این مرزوبوم دیگر نخواهدگذاشت که این رزیم فاسق بر خواسته های بی شرمانه خود رنگ تحقق پوشاند زیراکه دیگر حنایشان رنگی ندارد
حال وقت آن رسیده که از خواب غفلت بیدار شده و مهر سکوت رااز لبانمان گشوده و سنگر به سنگر تمامی مبارزین وآزادی خواهان ایرانی.کشوری آباد و آزاد بدور از هرگونه تبعیض نزادی , قومی , مذهبی, جنسی و ملیتی و جدائی دین از سیاست و آزادی نسل جوان و احقاق حقوق بر حقکارگران و مزد بگیران بسازیم و حکومتی مردم سالاری را بر ایران زمین اینمهد تمدن و فرهنگ برقرار سازیم
ببینید چطور این مترسک خامنه ای منفور به جان مردم افتاده است
منفورین خونخوار
دوست داشتم با سلامی گرم آغازگرکلماتی زنده وبا طراوت باشم ولی متاسفانه جای آن طراوت و شادابی را درد و غم فرا گرفته ولی با وجود تمامی دردها باز هم سلام...
البته سلامی که از میان هزاران آه و سوز از میان هزا ران غم نهفته که هربار با یاداوریش اشک از چشمان و سوز از دل هر انسان آزاده خواهی بیرون میبرد
همینطور که گشت و گذاری در مقالات و رسانها میزدم با ناباوری تمام و با چشمانی حیرت زده متونی را مرور کردم که برایلحظه ای احساس کردم دیگر نفسم در سینه حبس شده و راه گریزی برای خود بجز قطرهای اشک پیدا نمیکند هرچند طولی نکشید که حتینتوانست به این ناچیز قطرات هم بسنده کند و درد کینه توزی هم برآن چیره شد .
این متون چیزی نبودند بجز زجه های مادرانی که آجزانه نظاره گر قطع عضو شدن عزیزانشان بودند و بسا کینه ها در میان سینه پنهان کردند و چگونه این جلادان که خود را به اصطلاح پزشکانی قسم خورده می نامند و قاضی نکونامها این منفورین رژیم دگربارداغی بر ریشه دردهایمان اضافه کردند
ویا در گوشه ای دیگر آیندگان فردای ایرانمان را دوباره به ناکرده جرمی به بند کشاندند و خانوادهایشان را آواره خیابانها به دنبال سرنوشت عزیزانشان و با تاسفتمامدر این مدت آنچه از پیگیری های شبانه روزی نصیب خانواده های این دانشجویان شده، تماس تلفنی محدود و برگ زرد رنگ رسید اعلام حضور دانشجویان ( آنهم بدون ذکر شماره بند با اطلاعاتی ناقص و اتهاماتی جدید و شبهه برانگیز) در اوین؟
اوینی که در این چند سال اخیر به محل تشکیل کلاسهای دانشجویان تبدیل شده است
کسانی که تنها جرمشان باور کردن این شعار دهن پرکن است که کشور ما آزاد ترین کشور دنیاست و نیز با چشم صداقت خود به پیرامون می نگریستند و می پنداشتند در سرزمینی که از رئیس جمهور کشور شیطان بزرگ(به اصطلاح منفورین )برای سخنرانی در دانشگاههایش دعوت می شود، قطعا ًبرای کسانی که در این مرز و بوم زاده شده اند و سال هاست که غم این سرزمین را می خورند اندک مجالی هست تا از حقوق اولیه و انسانی خود اندک سخنی گویند، اما دریغا...!!!
در این میان آنچه ملت را بسیار متعجب و نگران کرده این است که ادامه آن بازداشت ها، شیوه برخورد با خانواده های دانشجویان از مصادیق کامل زیر پا نهادن حقوق اولیه انسانیست. آنهم متاسفانه ازجانب کسانی که ادعای حفاظت و صیانت از قانون را دارند و نیز با تأکید می توان گفت که محروم کردن دانشجویان از شرکت در امتحانات نیمسال تحصیلی و حضور درکلاس های درسشان خود مجازت نانوشته ای است که براین دانشجویان تحمیل می گردد که از دیگر نمونه های آشکار نقض قانون (قانون اساسی، فصل سوم حقوق ملت اصول 20,26,27,32,......) در این آزاد ترین کشور دنیای بدون دوجنسی ها !!! می باشد
چه گویم که هر لحظه یادآوری دیگر هموطنان سرمادیده که شب به صبح رساند نشان هم همانند مبارزه دیگریست بر علیه رژیم جنایتکارملایان بدون داشتن امکانات گرمائی برایمان بسی ناباوریست چرا که در همچون کشوری ثروتمند میبایست برای زنده ماندن هم دست و پنجه نرم کنند
آخر چطور میشود اینگونه وحشیانه انسانهائی را از حقوق اجتمائی مصلوب کرد
آخر به چه جرمی؟ انتقاد به تمامیت خواهی و استبداد به کدامین خطای ناکرده...
آیا این عدالت است آیا واقعا واژه ائی برایش وجود دارد آیا اینان به هچگونه مکتبی بجز وحشیگری خفته در قدرت مطلق مطعلقاند؟...
و یا رهبری که خدایش مینامند!!! براستی از کدامین منشائ خط میگیرند مگر اینان همان مردم عادی قبل از انتخابات نیستند...آیا در وجود تمام ایرانیان هم جنون وحشیگری نهفته است
اما نه فکر نمیکنم در ذهن هیچ انسان آزاده ائی اینگونه وحشیگری های ملایان قرون وسطائی جایگاهی داشته باشد.
البته میتوان از این منفور بودجه نویس مهرورز(احمدی نژاد) و دیگر جلادانش هم سپاس گذاریکرد که بار دیگر ملت ایران را با پیش بردن قدمی به آگاهی و فرهنگ به فراموشی سپردهشان برای شناسائی اسلام ناب محمدی و معرفینشنزدیک تر کرده و همچنین میکنند که در واقع رژیم منفور اسلامی خمینی این بوده و هست که اینگونه ملت عزیزمان را هر روزه به بازی مرگ و نابودی میکشانند.
ولی افسوس و صد افسوس گمان نمیکنم با آغاز سال 2008 میلادی هم برایمان سرنوشتی تازهرقم زده شود چرا که مردم ما هیچ تغییری نخواهند کرد و بلعکس بعبارتی بهتر پوست کلفت تر هم در برابر تمامی فشارهای اجتمائیاقتصادی و انواع محرومیت ها و اعمال اینگونه وحشیگری های قرون وسطائی شده اند چرا که اول میبایست برای بالا بردن فرهنگ این ملت تلاش کرد تا درخواست همکاری و همیاری و آزاده خواهی.
البته ناگفته نماند که از طرفی هم میبایستی به این ملت زجر کشیده حق داد چرا که این منفورین نفس در سینه هر منتقد و معترضی حبس میکنند
ولی با تمام این مسائل ایرانیان داخل و خارج از کشور این را فراموش نکنند که تا بر
اندازی حکومت این رژیم منفور از ایران عزیزمان خاموش نخواهیم نشست
با تبریک سال نوی میلادی به تمامی هموطنان عزیزمسیحی و مسیحیان جهان و ایرانیان هموطن در گوشه و کنار این هستی که آرزوی نابودی هر چه سریع تررژیم جنایتکار آخوندی و ارازل و اوباشش را سر میپروراند و با آرزوی پیروزی و پایندگی برای تمامی آزادی خواهان و مبارزین در راه وطن.
باشد که روزی نه چندان دور دوباره آب و خاکمان را از این مزدوران جنایتکار باز پس ستانیم وسال نو میلادی را با آرزوی سال سرنگونی رژیم ذلتبار آخوندی و رهائی ملتدر بند ایران داریم
"فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی"
(بمناسبت10دسامبر روز جهانی حقوق بشر)
مرگ مشکوک زندانیان سیاسی در زندان ها ، توقیف مطبوعات ، مسدود کردن سایت های اینترنتی ، دستگیری فعالین سیاسی ، مدنی، فرهنگی و حقوق بشری ، پایمال کردن حقوق اقلیتهای قومی و دینی در ایران اخبار روزمره ای است که هر روز در سایت های خبرگزاری ها و مطبوعات قابل مشاهده است .
هرکدام از این اخبار نشان دهنده فضایی است که بر ایرانحاکم است . خطوط قرمز هر روز پر رنگ تر می شود . استادان دانشگاه ها از کار اخراج می شوند ، دانشجویان از ادامه تحصیل محروم می شوند ،کتب نویسندگان اجازه انتشار نمی یابد ، زنان بطور سیستماتیک سرکوب می شوند ، سفره کارگران خالی از نان است .کارگران ماه هاست که مزد خود را دریافت نکرده حق ایجاد تشکل ندارند و جواب اعتراض آنها اخراج از کار است . در این شرایط است که ما « فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمریکا شمالی » به استقبال روز جهانی حقوق بشر می رویم .
در تداوم این فضای بسته تلاش است که مرز حرکت جامعه تا نقطه سکوت مطلق سقوط کند به همین رو امروز نه تنها قربانیان نقض حقوق بشر در ایران را دادرسی نیست بلکه مدافعین نیز خود از تعقیب در امان نیستند.
نگاهی به این گزارش که در حد فاصله اول آذر 1384 تا پایان آبان 1385 تهیه شده خود گواهی براین ادعاست ، که در موارد ذیل جمع بندی شده است :
لازم به یاد آوری است تعداد کل اخباری که توسط ما در طی این مدت جمع آوری شده« 1711 » مورد می باشد. یعنی در هر 5 ساعت بطور متوسط 1 مورد گزارش شده است. با توجه به نبود مصونیت برای فعالین حقوق بشری در ایران جهت انتشار و پیگیری اخبار و وجود سانسور حاکم بر مطبوعات این مجموعه نمی تواند در برگیرنده تمامی موارد نقضگسترده ، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ایران باشد .
دانشجویان:
·بازداشت دانشجویان19نفر
·بازجویی از دانشجویان12نفر
·احضار دانشجویان به دادگاه ها45نفر
·دانشجویان محاکمه شده24نفر
·احکام صادره شده توسط دادگاه ها28نفر
·احضار به کمیته های انضباطی142نفر
·احکام صادره شده توسط کمیته های انضباطی82نفر
·دانشجویان اخراج از دانشگاه22نفر
·نشریات دانشجویی توقیف شده32نفر
مطبوعات:
·احضار به دادگاه ها117نفر
·اخطار کتبی به مطبوعات3نفر
·بازجویی از روزنامه نگاران59نفر
·محاکمه روزنامه نگاران96نفر
·توقیف کتاب61مورد
·فیلتر کردن سایت ها25مورد
·توقیف مطبوعات31مورد
·جلوگیثر از نمایش فیلم2مورد
·احکام صادر شده توسط دادگاه ها علیه مطبوعات47نفر
·بازداشت روزنامه نگاران توسط نهادهای امنیتی38نفر
·خبرنگاران اخراج شده از کار3نفر
فعالین سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی :
·احضار به دادگاه ها98نفر
·بازجویی توسط نهادهای امنیتی51نفر
·بازداشت توسط نهادهای امنیتی3970نفر
·جلوگیری از اجرای مراسم23مورد
·محاکمه فعالین سیاسی و ...102نفر
·احکام صادره شده توسط دادگاه ها237نفر
·تهدید و ارعاب فعالین سیاسی و ...13نفر
·آزادی از زندان با وثیقه36نفر
·ضرب وشتم فعالین سیاسی و ....10نفر
·ممنوع الخروج6نفر
·جلوگیری از فعالیت تشکل های سیاسی2مورد
·اخراج از کار به دلیل فعالیت سیاسی7نفر
کارگران:
·عدم پرداخت حقوق و مزایای22611نفر
·اخراج از کار22620نفر
·کودکان کارگر زیر 15 سال400هزار نفر
زندانیان سیاسی و عقید تی:
·مرگ مشکوک زندانیان سیاسی و عقید تی در زندان3نفر
اعدام شده گان:
·مجموعاً حکم اعدام 138 نفر در فاصله زمانی اين گزارش به اجرا در آمده است.
·133نفر مرد و 5 نفر زن هستند.
·8 مورد از اعدام شدگان در زمان وقوع جرم کمتر از 18 سال سن داشته اند.
·11 نفر از آنها زنداني سياسی بوده اند. که این تعداد سه برابر سال قبل میباشد.
·نسبت تعداد اعدام شده گان در اين سال، در مقايسه با سال قبل، 46 درصد افزايش را نشان ميدهد.
منتظرِِين اجرای حکم اعدام :
·در فاصله زمانی اين گزارش حکم اعدام 217 نفر صادر شده است. نسبت تعداد صدور حکم اعدام در اين سال، در مقايسه با سال قبل، 9 درصد افزايش یافته است.